تحمل تنهايیها بهتر از گدايی محبتهاست


خیلی خوشحالم که نیستی توی روزها و شبام
خیلی خوشحالم که نیستی توی آیینه ی فردام
حالا دیگه اینجا بی تو ، خوش خیالم و میخندم
دیگه روی انحصارت در ذهنمو میبندم
این خونه ، بی تو عجب ، آروم و زیباست
انگاری فکر نبودت، عمری، پیش منه تنهاست
سنگینی میکنه سایه ات، همیشه روی سر من
بار سنگین وجودت، خسته میکنه تن من
همیشه رفتن تو ، انتظار و آرزوم بود
پا گذاشتن رو غرورت، یه جورایی آبروم بود
نگرونم نکنی با فکر برگشتن نو
تو هراسم نذاری با حس باز دیدن تو
اگه روزی ، اتفاقی، این طرفها اومدی
از حالا بهت بگم که خیلی بیجا اومدی 








